عبد الرحمن جامى
64
أشعة اللمعات ( فارسى )
بيان مراتب وى آسانتر بودى . « تعالى العشق عن همم الرجال » « 1 » يعنى پايهء عشق برتر از آن است كه دست همّت مردان مرد بتواند رسيد و در تحت احاطهء علم و معرفت در تواند آورد . « و عن وصف التفرّق و الوصال » و همچنين پايهء عشق برتر از آن است كه به تفرّق و وصال ، موصوف تواند شد ؛ زيرا كه فراق و وصال وصف اثنينيّت ممكن نيست و ميان عشق و مراتب وى اثنينيّت نيست ؛ زيرا كه وى در مراتب عين مراتب است . « متى ما جلّ شىء من خيال * يجلّ عن الاحاطة و المثال » يعنى هرگاه كه چيزى از مرتبهء خيال برتر باشد - و آن مرتبهء ارواح و عقول و نفوس مجرّده است - از آن برتر خواهد بود كه به وى احاطه توان كرد و وى را مثالى توان يافت كه احاطت به آن مثال ، وسيلهء احاطت به وى شود و سبب در اين ، آن است كه موجودات حسّى و خيالى كه صورتهاى محدود دارند ، احاطه به همه جهات و حدود آن مىتوان كرد ؛ امّا مجردات موجوده را جز به احكام و لوازم آن نمىتوان دانست و شكّ نيست كه ادراك چيزى به لوازم آن ، موجب احاطه به حقيقت آن چيز نيست . « به تتق عزّت » مىشايد كه اضافت تتق به عزّت از قبيل لجين الماء باشد ؛ يعنى به عزّت وحدت و قهر احديّت كه به مثابه حجاب است مر او را و مانع است از ادراك او . « محتجب است » كما قيل : « سبحان من احتجب بسطوة نوره ، و شدّة ظهوره » « 2 » ، و مىشايد كه اضافت به معنى لام باشد ، يعنى به حجبى كه مقتضى عزّت و كبريايى وى است ؛ زيرا كه عزّت و كبريايى وى تقاضاى آن مىكند كه بىحجاب ، تعيّنات الهى و كونى معلوم و مشهود نشود ؛ پس حجب از براى آن است تا متعلّق ادراك و شهود
--> ( 1 ) . « تعالى العشق عن همم الرّجال * و عن وصف التفرّق و الوصال » ( 2 ) . در فتوحات با عبارت ديگرى نقل شده است : « فسبحان من احتجب في ظهوره و ظهر في حجابه » ؛ فتوحات المكّيّة ، ج 3 ، ص 547 .